امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۲۷۳۷۰
گزارش|

امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!

آنچه در الفاشر و دارفور می‌گذرد، یکی از فصل‌های بازترسیم حوزه‌های نفوذ در شمال آفریقا بر اساس نقشه‌های ژئوپولیتیکی جدید است که امارات در آن نقش پررنگی را بازی می‌کند.
امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ آنچه در الفاشر و دارفور می‌گذرد، یکی از فصل‌های بازترسیم حوزه‌های نفوذ در شمال آفریقا بر اساس نقشه‌های ژئوپولیتیکی جدید است که امارات در آن نقش پررنگی را بازی می‌کند.

 

دارفور، منطقه‌ای در غرب سودان که سال‌هاست با بحران، جنگ داخلی و قحطی دست‌وپنجه نرم می‌کند، امروز به قطب تحولات ژئوپلیتیکی شمال آفریقا تبدیل شده است.

 

در اکتبر ۲۰۲۵، نیروهای «پشتیبانی سریع» به رهبری ژنرال محمد حمدان دقلو (معروف به حمیدتی)، کنترل شهر الفاشر را در دست گرفتند؛ شهری کلیدی در دارفور که به‌نوعی دروازه ارتباطی سودان با چاد و لیبی محسوب می‌شود. پس از این تصرف، دقلو اعلام کرد قصد دارد اداره‌ای مستقل از دولت مرکزی خارطوم تشکیل دهد.

 

چرا دارفور برای امارات مهم است؟

 

برای درک اهمیت دارفور، باید ترکیب ثروت، جغرافیا و بحران را در کنار یکدیگر قرار داد:

۱. طلا

دارفور یکی از مناطق غنی طلا در سودان است. برآوردها نشان می‌دهد بیش از ۴۰٪ معادن ثبت‌نشده طلا در این منطقه قرار دارد. درآمد حاصل از استخراج غیرقانونی طلا، منبع مالی بزرگی برای نیروهای دقلو و شبکه‌های شبه‌نظامی وابسته به امارات است.

 

۲. موقعیت ژئوپولیتیکی منحصربه‌فرد

دارفور هم‌مرز با چاد و نزدیک به لیبی است. این موقعیت اجازه می‌دهد تا خطوط انتقال سلاح، نفرات و منابع، به‌راحتی بین شرق لیبی، شمال چاد و غرب سودان حرکت کند. خطوطی که به‌وضوح تحت کنترل محور ابوظبی حفتر دقلو قرار دارد.

 

۳. مسیرهای مهاجرت و قاچاق به اروپا

از دارفور، راه‌هایی برای انتقال مهاجران غیرقانونی، اسلحه، سوخت و حتی کالا به لیبی و از آنجا به دریای مدیترانه وجود دارد. همین مسیرها در سال‌های اخیر به ابزار فشار سیاسی و درآمدزایی برای بازیگران غیررسمی تبدیل شده‌اند.

 

نقش امارات در تحولات سودان محدود به پشتیبانی مالی از دقلو نیست. طبق گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و منابع غربی ابوظبی، دقلو را با پهپادهای نظامی، تسلیحات سبک و مزدوران خارجی تجهیز کرده است.

 

درآمدهای حاصل از طلای دارفور، از طریق شبکه‌هایی در دبی و شرق آفریقا شست‌وشوی مالی می‌شود. دقلو به کمک امارات، مزدورانی را از چاد و نیجر استخدام کرده و شبکه‌ای شبه‌نظامی فراملیتی تشکیل داده است.

 

در شرق لیبی نیز خلیفه حفتر، فرمانده شبه‌نظامیان شرق لیبی، شریک دیگر امارات است. ارتباط زمینی میان دارفور و شرق لیبی، حلقه‌ای ژئوپولیتیکی را شکل داده که امارات در مرکز آن قرار دارد.

 

 

امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!

 

نقش رژیم اسرائیل در پشت صحنه

 

در کنار ابوظبی، اسرائیل دیگر بازیگر مؤثر در این تحولات است؛ گرچه برخلاف امارات، مستقیم وارد میدان نمی‌شود، اما منافع استراتژیک آن به‌شدت با این تحولات گره خورده است.

 

بازگشت به مقاله معروف «عودید یانون» در دهه ۸۰ میلادی، کلید فهم استراتژی رژیم اسرائیل است. در این سند که بعدها به‌عنوان طرح صهیونیستی برای خاورمیانه شناخته شد، توصیه شده که کشورهای بزرگ عربی باید به واحدهای کوچکتر مذهبی و قومی تجزیه شوند تا از تهدید برای اسرائیل خارج شوند.

 

تجربه‌های عراق، سوریه، لبنان و سودان جنوبی نیز در راستای این دیدگاه ارزیابی شده‌اند. اکنون نوبت سودان است.

 

امارات پس از توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ روابط نزدیک امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل برقرار کرده و در قالب پیمان‌های منطقه‌ای مانند I2U2 با آمریکا و هند نیز همکاری می‌کند.در این چارچوب، تقسیم سودان به چند منطقه تحت نفوذ و قطع ارتباط جغرافیایی میان وادی نیل و دریای سرخ، مستقیماً به نفع رژیم سرائیل خواهد بود.

 

 

امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!

 

دارفور و امنیت ملی مصر

 

از زاویه دید قاهره، آنچه در دارفور می‌گذرد، یک تهدید آشکار برای مرزهای جنوبی مصر و منابع حیاتی آن مانند آب نیل و دریای سرخ است.

 

۱. ناامنی در مرز جنوبی

اگر دارفور تحت کنترل نیروهای دقلو باقی بماند، این منطقه می‌تواند به پناهگاهی برای گروه‌های مسلح ضد مصری تبدیل شود. نزدیکی دارفور به مرز مصر، به‌ویژه در ایالت اسوان، تهدیدی بالقوه برای امنیت ملی محسوب می‌شود.

 

۲. تهدید منابع آبی نیل

جنگ داخلی سودان، به‌ویژه اگر منجر به تجزیه رسمی کشور شود، می‌تواند کنترل دولت مرکزی بر رود نیل و سدهای آن را تضعیف کند. این موضوع برای مصر که ۹۰٪ آب آشامیدنی خود را از نیل تأمین می‌کند، بسیار خطرناک است.

 

۳. حضور اسرائیل و امارات در دریای سرخ

برنامه امارات برای ساخت بندر جایگزین پورت‌سودان در سواحل دریای سرخ، با مشارکت شرکت‌های اسرائیلی، تهدیدی برای کنترل مصر بر مسیرهای دریایی محسوب می‌شود. این مسیرها برای حفظ جایگاه استراتژیک کانال سوئز حیاتی‌اند.

 

با نگاهی به نقشه ژئوپولیتیکی منطقه، حلقه‌ای از کشورهای دستخوش بحران یا تحت نفوذ محور ابوظبی–تل‌آویو، پیرامون مصر شکل گرفته است:

از غرب: شرق لیبی تحت کنترل حفتر

از جنوب: دارفور و سودان بی‌ثبات

از شرق: نفوذ فزاینده امارات و رژیم اسرائیل در دریای سرخ و حتی تلاش برای نفوذ به صحرای سینا

 

در کنار این، فشار برای جابجایی فلسطینی‌ها از غزه به سینا نیز بخشی از این محاصره استراتژیک قلمداد می‌شود؛ اقدامی که با مقاومت شدید مصر روبه‌رو شده است.

 

در تمام این تحولات، سودان نه یک بازیگر مستقل، بلکه میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی است. از یک‌سو ترکیه، قطر و مصر تلاش دارند از دولت رسمی سودان (البرهان) حمایت کنند و مانع از فروپاشی آن شوند. از سوی دیگر، امارات و اسرائیل با حمایت از بازیگران غیردولتی، به دنبال شکل‌دادن به یک واقعیت جدید در زمین هستند.

 

یکی از ویژگی‌های راهبرد امارات، بهره‌گیری از نیروهای نیابتی و پیمانکاری امنیتی است.، امارات با بهره‌گیری از:

شرکت‌های امنیتی خصوصی

مزدوران آفریقایی

همکاری اطلاعاتی با رژیم اسرائیل

سیاستی پنهان‌کارانه و در عین حال مؤثر را دنبال می‌کند.

 

 

امارات و رژیم اسرائیل از سودان چه می‌خواهند؟!

 

به جریان انداختن پروژه تقسیم در سودان

 

تحولات دارفور و سودان نشان می‌دهد که پروژه‌ای نانوشته اما نظام‌مند برای تجزیه کشورهای عربی بزرگ و جایگزینی آن‌ها با واحدهای کوچک‌تر و قابل‌کنترل‌تر در جریان است.

 

امارات با پشتیبانی مالی، لجستیکی و نظامی از نیروهایی چون دقلو و حفتر، در عمل، پیاده‌ساز این طرح در آفریقا شده است.

 

اما بزرگ‌ترین بهره‌بردار، رژیم اسرائیل است. زیرا ساختار دولت مرکزی سودان تضعیف می‌شود.دسترسی به منابع دریای سرخ و شمال آفریقا برای تل‌آویو فراهم می‌گردد.حلقه فشار بر مصر تکمیل‌تر می‌شود.

 

 

پربازدیدترین آخرین اخبار